اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
خانه » دانلود نوحه و مداحی 96 » مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

اطلاعیه سایت

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

نوحه جدید :

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

در این لحظه از سایت نوحه جدید برای شما عزیزان خبری در رابطه با مرگ سید حسن اقامیری منتشر کرده ایم.. .

مرگ سید حسن آقامیری 13 مهر 96 + علت مرگ

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

 

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

مرگ سیدحسن آقامیری

 

سید حسن آقامیری خوانساری (متولد ۱۷ اسفند ۱۳۵۸ تهران) روحانی ایرانی است که به واسطه نوع بیان متفاوت از دین در سخنرانی‌هایش شناخته می‌شود. وی توانسته‌است دل بسیاری از شهروندان ایرانی را بدست آورد وی از جمله روحانی‌های ایرانی می‌باشد که در طی سخنرانی‌هایش بیشترین آمار حضوریابنده و رجوع کننده را علی‌الخصوص از قشر جوان جامعه را دارا می‌باشد.

 

سید حسن آقامیری و حرفهایش

سید حسن آقامیری از تعابیر و جملاتی استفاده می‌کند که حتی اشقیاترین مردم را به بخشش و رحمانیت خدا امیدوار می‌سازد. وی هم اکنون فیلم‌ها و فایل‌های صوتی سخنرانی‌های خود در مراسم‌های مختلف به صورت عمده از طریق سایت بیدار باش منتشر می‌کند هم چنین روزانه در اوقات شب بصورت زنده از طریق شبکه اجتماعی اینستاگرام به بیان و تفسیر موضوعات دینی می‌پردازد

 

مراسم تشییع پیکر پاک سید حسن آقامیری ساعت ۱۵ روز شنبه ۱۵ مهرماه از مسجد جامع دزفول انجام می‌شود.

درگذشت آیت الله سیدحسن آقامیری از علمای دزفول ۱۳ مهرماه دار فانی را وداع گفت. مرحوم آیت‌الله سیدحسن آقامیری از استادان حوزه علمیه دزفول بوده که پس از مدت‌ها تحمل رنج بیماری درگذشت.

همچنین مراسم ترحیم مرحوم آیت‌الله آقامیری بعدازظهر یکشنبه ۱۶ مهرماه ساعت ۱۵ با سخنرانی آیت‌الله سیدعلی شفیعی نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری همراه خواهد بود.

گفتنی است، یکشنبه ۱۶ مهرماه از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی دزفولی امام جمعه دزفول و عباس پاپی‌زاده نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی عزای عمومی اعلام شده است.

آیت‌الله سیدحسن آقامیری درگذشت

۶ ساعت پیش – آیت الله سیدحسن آقامیری از علمای دزفول دار فانی را وداع گفت. آفتاب‌‌نیوز : – ۰۶-۱۰-۲۰۱۷@۰۰:۴۳:۰۷ GMT.

فتنه سید حسن آقامیری فتنه سید حسن آقامیری

۱ آبان ۱۳۹۵ – فتنه سید حسن آقامیری تلفیقی از بیشتر فتنه هایی است که ما میشناسیم. فتنه سید حسن آقامیری …. / فتنه …. حل مشکلات اقتصادی، بی فوت وقت!

آقامیری دارای یک سیستم قوی در بحث صیغه بود

۱۶ آبان ۱۳۹۵ – خبرهای پشت پرده درباره حسن آقامیری. البته ایشون … آقامیری معمولا درست و غلط رو با هم قاطی می کنه و طوری حرفشو میزنه که آدم فکر می کنه کاملا درست میگه (درست

 

سخنرانی های سید حسن آقامیری

همچنین ایشان مردم را به عشق خدا راهنمایی کرده و میگوید انسان گنه کار در هر شرایط و عمقی از گناه میتواند به رحمانیت خدا پی ببرد و راه توبه را در پیش بگیرد. وی در سخنرانی هایش بیشتر از شخصیت هایی چون زبیر، طلحه، شمر،و … نام میبرد و به جوانان میفهماند که انسان هر چه قدر با دین باشد با یک لغزش میتواند به پایین درجه برسد و نباید به خود مغرور شود.

 

مصاحبه‌ با سید حسن آقامیری

این مجله در مصاحبه‌ای بااو نوشته‌است: ” سید حسن آقامیری یکی از روحانیونی است که راه شهرت را جور دیگری طی کرد، از مسیر تلویزیون و تریبون‌های مهم و مراسم شناخته شده به شهرت نرسید از راه جوانانه فضای مجازی سری بین سرها پیدا کرد و بین قشر خاصی از جوانان محبوب شد

آقامیری سال ۷۵ وارد حوزه علمیه شد و سخنرانی‌های خود را از سال ۱۳۸۰ آغاز کرد.[۱] او به لحاظ فکری، تحت تأثیر آثار آیت الله بهجت، علامه طباطبایی و امام موسی صدر است.[۱] در حال حاضر صاحب امتیاز وب سایت “بیدارباش” است و سخنرانی‌هایش را در قالب پادکست تولید و منتشر می‌کند

 

مجله همشهری جوان در سال ۱۳۹۵ او را به عنوان «روحانی سال» انتخاب کرد

 

مرگ سید حسن آقامیری 13 مهر 96 + علت مرگ

مرگ سید حسن آقامیری ۱۳ مهر ۹۶ + علت مرگ

ما طرفداران زیادی دارید و به تبع آن به مجالس زیادی هم دعوت می‌شوید. حتما درآمد زیادی از منبر دارید؟

من کار اقتصادی انجام می‌دهم، کاسبی می‌کنم، منبر رفتن را دوست دارم؛ ولی هر کاری که پول حلال در آن باشد، انجام می‌دهم. نه اینکه منبر درآمد نداشته باشد؛ ولی من کاسبم و دنبال کار حلال هستم. برای کار هم  شأن قائل نیستم؛ اگر مثلاً بتوانم در قم رستوران تأسیس کنم؛ حتماً این کار را انجام می‌دهم.
اهل بیت(ع) کار می‌کردند؛ اما برخی تصور می‌کنند که اهل بیت(ع) دست به خاک می‌زدند طلا می‌شد و کاری انجام نمی‌دادند؛ در حالی که این‌گونه نیست همه آنها شاغل بودند کشاورزی می‌کردند، تجارت می‌کردند و روایت‌های بسیاری هم در این زمینه وجود دارد. در یکی از هیئت‌های قم سؤال کردم که شغل حضرت ابوالفضل(ع) چه بود؟ هیچ کس نمی‌دانست. به آنها گفتم می‌دانید چرا نمی‌دانید؟ چون نمی‌دانید شغل من و امثال من چیست؛ چون اگر حضرت ابوالفضل(ع) شغل داشته باشد حاج آقا هم باید شغل داشته باشد؛ بنابراین ابوالفضلِ ذهن شما باید بی‌کار باشد تا بی‌کاری ما توجیه شود.
وابستگی مالی روحانیت به مردم یا دولت‌ها نمی‌تواند درست باشد. وابستگی باعث می‌شود کفه  ترازوی حرف‌ها به یک طرف کج شود. مردم یا دولت‌ها فرق نمی‌کند روحانی باید مستقل از این هر دو باشد. هر چند بعد از همه این تلاش‌ها این تقواست که باعث می‌شود ما در کلام فقط جانب حق را رعایت کنیم.

بر خلاف خیلی‌ها با اینکه خودتان روحانی هستید اما روحانیت را زیاد نقد می‌کنید. چه اتفاقی افتاده که انگار نگاه مردم به روحانیت آن طور که باید باشد نیست.

روحانی‌ها باید لباس مردم را به تن کنند و بین مردم باشند تا از مسائل جامعه آگاهی یابند و درد مردم را بدانند؛ وقتی فقط بالای منبر بنشینیم و صحبت کنیم مردم می‌گویند که فلان حاج آقا از مریخ آمده است. حرف‌های ما را درک نخواهند کرد؛ چون سخنان ما از جنس سخن مردم نیست؛ چون خیلی‌هایمان مانند مردم زندگی نمی‌کنیم.
پیغمبر(ص) چهل سال به صورت امی و ظاهرا بی‌سواد میان مردم بود و هیچ کس از پیامبر(ص) حیا نمی‌گرفت و همه در مقابل او راحت بودند. پیامبر(ص) چهل سال جامعه را ویزیت کرد تا از درد جامعه آگاه شود تا به «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ» تبدیل شد. ما جامعه را نمی‌شناسیم و به قولی بعضی از  مردم در مقابل ما جانماز آب می‌کشند؛ مثلاً تا به ما می‌رسند سریع سؤالات دینی می‌پرسند در حالی که اصلاً نماز نمی‌خوانند یا خانم بدحجاب تا به ما می‌رسد موهای خود را داخل روسری می‌گذارد. خانم خبرنگاری برای مصاحبه، چادر به سر پیش من آمده بود. من همه اقوامم چادری هستند تشخیص می‌دهم که چه کسی چادری است و چه کسی چادری نیست. او اصلاً بلد نبود چگونه چادر سر کند. حالا چه کاری است که این خانم چادر سر کند او عملاً به من دروغ می‌گفت؛ اگر چادر خوب است همه جا خوب است مگر آخوند با غیر آخوند متفاوت است؟ من هم مثل بقیه مردم هستم. بهتر است که آدم خودش باشد.
مردم برای درمان جسم‌شان که به دکتر مراجعه می‌کنند همه چیز را به او می‌گویند، راست هم می‌گویند، ولی بعضی از مردم  برای درمان روح‌شان که به ما مراجعه می‌کنند فیلم بازی می‌کنند و دروغ می‌گویند. گزینه‌های دروغ به ما می‌رسد و ما آنها را تحلیل می‌کنیم و پاسخ‌های اشتباهی می‌دهیم که به درد جامعه نمی‌خورد. البته در دروغ گفتن مردم ما خودمان مقصر هستیم چون راست گفتن به آخوند در جامعه هزینه دارد.
خدا به پیغمبر(ص) نفرمود که به مردم بگو دروغ نگویند؛ بلکه گفت کاری کنید که دروغ نگویند؛ یعنی هزینه راست‌گویی را پایین بیاورید تا کسی دروغ نگوید. در حالی که در ایران راست گفتن هزینه دارد؛ مثلاً دختری با مانتو جرأت نمی‌کند نزد من بیاید؛ چون قضاوت می‌شود. راست گفتن نباید در جامعه‌ دینی هزینه داشته باشد تا مردم ریاکار نشوند و نفاق ایجاد نشود. می‌دانید که جامعه دینی مستعد نفاق است. هر چه هزینه راست‌گویی بالاتر باشد این نفاق بیشتر می‌شود.

به هر حال روحانیت به دلیل نقشی که در تبلیغ دین و ارشاد مردم دارد از احترام و جایگاه خاصی برخوردار است. شاید برخی دروغ گفتن‌ها و نقش بازی کردن‌ها جلوی یک روحانی به خاطر رعایت احترام اوست.

چرا ما باید ویژه باشیم؟ آخوندها را در بالاترین قسمت مجلس می‌نشانند در حالی که پیامبر(ص) هر جا خالی بود آنجا می‌نشست. کسی هم از حاج آقا سوال نمی‌کند چون منبر یک طرفه است. مونولوگ صورت می‌گیرد در حالی که باید دیالوگ باشد؛ وقتی پیغمبر(ص) سخنرانی می‌کرد؛ سلمان، امیرالمؤمنین(ع) و … سؤال می‌پرسیدند. گاهی منبرها آنقدر طولانی می‌شوند که شنونده قید سؤال پرسیدن را می‌زند و بی خیال می شود.

طلبه‌ها می‌گویند کار ما درس خواندن است در حالی که شما معتقدید آخوند باید کار دیگری غیر از منبر هم انجام بدهد.

من یک سؤال دارم؛ آیا این تفکر جواب داده است؟ اگر جواب داده ادامه دهیم. این بحث نظری نیست؛ اگر این روش زندگی ما روحانیت جواب داده و باعث شده تا به مردم نزدیک شویم و مشکلات مردم را حل کنیم به این روش ادامه دهیم؛ اما اگر جواب نداده باید تجدید نظر کنیم و روش دیگری برگزینیم.

بهتر است که از بحث روحانیت کمی فاصله بگیریم. سوالی که گاهی در محافل فرهنگی و دینی مطرح می‌شود این است که چرا با این همه تلاش و صرف چند هزار میلیارد بودجه، در حوزه فرهنگی و دینی مشکلات پابرجا هستند و برخی اعتقاد دارند که جامعه از نظر اخلاقی رو به افول است. به نظر شما مقصر کیست؟

اتفاقاً مشکل همین بودجه است. پیغمبر(ص) در آغاز فعالیت خود بودجه‌ای نداشت. ثروت حضرت خدیجه(س) نیز  ۱۵ سال قبل از بعثت به پیغمبر(ص) بخشیده شده بود و ایشان نیز شخصیتی نبودند که پول را برای مشکلات نسیه نگه دارند؛ بلکه با آن پول مشکلات نقد مردم را حل کردند؛ بنابراین وقتی پیغمبر(ص) شروع کردند بودجه‌ای نداشتند.
اعتقاد دارم کار فرهنگی وابسته به بودجه نیست؛ وقتی بحث بودجه پیش می آید دیگر کار فرهنگی نیست؛ بلکه اقتصادی است و منافع تقسیم می‌شود. سالیانه چند ده میلیارد تومان بودجه فرهنگی در ایران هزینه می‌شود؟ اگر این بودجه چند ده میلیاردی را به صورت مستقیم مثل  وام بلاعوض در اختیار ازدواج جوانان قرار داده بودیم بسیاری از مشکلات فرهنگی حل شده بود.
ما تصور می‌کنیم که کار دینی به بودجه وابسته است. در حالی که این‌گونه نیست. من کار می‌کنم و از طرفی دغدغه مسائل دینی هم دارم که به آنها عمل می‌کنم؛ مثلاً جلسه می‌روم و صحبت می‌کنم. ما خودمان تا به حال بودجه‌ای از کسی دریافت نکرده‌ایم. مردم پایه کار فرهنگی هستند. آنها برای کار فرهنگی پول دارند، وقت دارند و مکان دارند؛ بنابراین مساله اصلی  بودجه نیست. ما به آنها ایده می‌دهیم آنها در خانه و با بودجه خود به آن عمل می‌کنند.
خیلی‌ها سؤال می‌کنند که اگر اداراتی مثل سازمان‌ تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت جوانان  و غیره در سراسر ایران تعطیل شوند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به نظر من فاجعه ای رخ نخواهد داد! از طرفی سالانه چند ده میلیارد تومان بودجه باقی می‌ماند؛ مثلاً ساختمان‌های این مراکز هزاران میلیارد تومان قیمت دارند که می‌توان آن را صرف ازدواج جوانان کرد یا ۹۰ درصد مساجد در ایران بی‌کار هستند که می‌توانستیم آنها را مدیریت کارآمد تری بکنیم. به نظرم یک محله نیازی به ۲۰ مسجد ندارد یا در یک روستا نیازی به دو مسجد یا سه حسینیه نیست. پیغمبر(ص) در مدینه یک مسجد ساخت. عده‌ای به نام دین شور همه چیز را درآورده‌اند و به نام امام حسین(ع) خرج می‌تراشند. انگار اسمش را بگذاریم حسینیه همه چیز تطهیر می‌شود. اگر امام حسین(ع) در فلان روستا حضور داشت سه مسجد و چهار فاطمیه و پنج حسینیه می‌ساخت؟ هزینة ساخت این اماکن را باید صرف حل مشکلات جوانان کرد.

شاید  به همین سادگی‌ها هم نیست وگرنه کسانی که مسئولیت دارند به این فکر افتاده بودند و این کار را می‌کردند.
مشکل این است که در ایران خیلی‌ها در جایگاه خود نیستند. شهید چمران در پاسخ به سؤالِ تخصص بالاتر است یا تدین و تعهد؟ می‌گوید که کسی که تعهد دارد به کاری که تخصص ندارد دست نمی‌زند؛ مثلاً عده‌ای برای مشکل حجاب راه‌حل گشت ثارالله را ارائه می‌کنند. چنین افراد هنوز عشق ثارالله دارند که با حضور آنها دخترها فرار کنند در حالی که پیغمبر خدا(ص) چنین نکرده و راهش این‌گونه نبوده است. این تفکرات جواب نمی‌دهد. وجود آدم‌های غیر متخصص در بعضی بخش‌ها باعث شده با همه چیز برخورد سیاسی شود و از هر سخنی برداشت سیاسی کنند؛ از روضه‌خوانی من برداشت سیاسی می‌کنند. این خراب کردن روحیه آدم‌هاست. من نه می‌خواهم نماینده شوم، نه کار حزبی بکنم. هیچی. فقط می‌خواهم کار آخوندی خودم را انجام بدهم. من یک کانال تلگرام ایجاد کرده‌ام و همین کار را بدون نیاز به بودجه‌ انجام می‌دهم و مدیون بیت‌المال هم نیستم. من جست‌وجو می‌کنم تا امکان جدید کشف کنم و از آن امکان جدید کارم را انجام دهم.کسی که قصد انجام کار فرهنگی دارد باید قید پست‌ها و فعالیت‌های سیاسی را بزند و در هیچ جناحی قرار نگیرد. هر کسی هم خواست کار جناحی انجام دهد از مسیر سیاسی استفاده کند نه اینکه همه چیز را ابزار سیاست های خودش بکند.

شما گاهی در مصاحبه‌هایتان انتقادهای زیادی از هیئت‌ها، منبری‌ها و مداحان‌ می‌کنید. در حالی که اگر همین هیئت‌ها هم نباشند دیگر اوضاع خیلی فاجعه می‌شود. از طرفی هم می‌بینیم که در محرم و ماه رمضان این همه آدم در مراسم مختلف شرکت ‌می‌کنند اما چند روز که از این ایام می‌گذرد دیگر آن حس و حال و آن معنویت از بین می‌رود.
هیئت‌ها کلیسا شده‌اند.

یعنی چی حاج آقا. این حرف خیلی تند و سنگین است.
بسیاری از هیئتی‌ها فقط در هیئت خودشان و جایی که دوستان‌شان حضور داشته باشند شرکت می‌کنند. یکی از چیزهایی که در هیئت رفتن لذت بسیاری دارد، دیدن دوستان است؛ اگر همین فرد به هیئتی که آشنایی با اعضای آن ندارد، دعوت شود نمی‌رود؛ چون بعد از هیئت به قهوه‌خانه می‌روند قرار شب‌نشینی دارند یا کافی‌شاپ می‌روند یا فلافل می‌خورند و در کل هیئت رفتن تفریح خوبی برای آنهاست. هیئت هر چه باشد باشد، حاج آقا هر چه می‌گوید بگوید، آخرش می‌گویند که حاج آقا خوب صحبت نکرد یا مداحی‌اش خوب نبود.
هیئت‌ها مکتب‌خانه نیستند. از لباس‌هایی که هیئتی‌ها می‌پوشند و به هیئت می‌روند مشخص است. آیا کسی که شلوار جین به تن دارد، می‌تواند ۴۵ دقیقه چهار زانو بنشیند و حرف گوش کند؟ من کاری به پوشش افراد ندارم عرضم این است آیا این پوشش با شکل برگزاری جلسات هم خوانی دارد یا نه؟ یا کسی که لباس تنگ پوشیده است می‌تواند در یک محیط گرم بنشیند و به سخنرانی گوش کند؟ بعضی از ما به هیئت نمی‌رویم؛ بلکه شب‌نشینی می‌رویم. اگر این مطالب را چاپ کنید عده‌ای علیه من قیام خواهند کرد که فلانی هیئت را شب‌نشینی می‌داند؛ ولی باید به آنها بگویم شما که هیئت را تبدیل به شب‌نشینی کرده‌اید کار خوبی کردید؛ ولی من که راست می‌گویم آدم بدی هستم؟ باید بدانیم که هیئت مکتب‌خانه است ما به هیئت می‌رویم تا درس یاد بگیریم. مکتب رفتن لباس خودش را می‌خواهد مکان خودش را دارد و باید شرایطی منطقی داشته باشد.
عده‌ای از شهرستان‌های مختلف تماس می‌گیرند و از من برای سخنرانی در هیئت‌شان دعوت می‌کنند بارها به آنها گفته‌ام که شما در شهرتان حوزة علمیه و چند هزار آخوند دارید؛ چرا از من دعوت می‌کنید؟ مثل شهر اصفهان من بارها و بارها دعوت شده‌ام هر بار هم حرفم این بوده که اصفهان دارای حوزه بزرگی است با چند هزار عالم و فاضل چرا از آنها استفاده نمی‌کنید؟ شخصی با من صحبت می‌کرد و می‌گفت که در هیئت ما فلانی و فلانی سخنرانی کرده‌اند. به جز امام زمان(عج) و حضرت آقا همه منبری‌های معروف از امام جمعه‌های تهران، مهمانان برنامه سمت خدا و … در آنجا منبر رفته بودند. به او گفتم بازی قشنگی راه انداخته‌اید. کلکسیون سخنرانان مختلف، به همین دلیل دعوت‌شان را قبول نکردم. هیئت مکتب‌خانه اهل بیت(ع) است و لباس خود را دارد، آداب خود را دارد،‌ محیط و معلم خود را می‌خواهد. کار هر کسی نیست. از طرفی اجرای مراسم در هیئت‌ها دچار مشکلاتی است. در اصل آخوند باید منبر برود تا مخاطبان را برای شنیدن زیارت عاشورا آماده کند؛ اما امروز برعکس است اول زیارت عاشورا می‌خوانند تا مردم جمع شوند تا حاج آقا منبر برود و مثلاً ۴۵ دقیقه صحبت کند آن هم در محیطی که آمادگی ندارد! مسئولان هیئت هم انگار علم لدنی دارند و عموما پای منبر نمی‌نشینند.

اما خیلی‌ها برخلاف شما معتقدند تعداد هیئت‌ها و حضور زیاد جوانان در مراسم اعتکاف شاخصی برای دیندار بودن جوانان است.
اسلام دین کیفیت است نه کمیت. من امسال به مراسم اعتکاف رفتم دیدم که همه سرشان توی موبایل است و توی تلگرام چرخ می‌زنند. مراسم اعتکاف در ایران غیر فنی  و غیر کارشناسی برگزار می‌شود. در هر مسجدی مراسم اعتکاف برگزار می‌کنند؛ بدون توجه به اینکه در روایات  آمده است که باید در مساجد جامع اعتکاف برگزار شود چون حتما دلیلی داشته است و بسیاری از برنامه‌های اعتکاف ضد فرهنگی است.
از این دست کارها زیاد شده من سال‌ها در راهیان نور بودم هنوز هم علاقه دارم در بعضی از این اردوها شرکت کنم اما معتقدم راهیان نور هم مراسمی است که نباید هر کسی در آن شرکت داده شود باید روی کسانی که می‌خواهند در راهیان نور شرکت کنند یک سال کار فرهنگی شده باشد تا با تفکر شهدا آشنا باشند. در اصل این اردو فینال فرهنگی ماست تا مثلاً اگر فردا این دانشجو یا دانش آموز مهندس شد یا هر مدرک دیگری گرفت خودش را وقف مردم کند. خودش را وقف خدمت کند.آمار می‌دهند که امسال پنج میلیون نفر در مراسم راهیان نور شرکت کرده‌اند؛ اما باید پرسید اگر آمار بالا نشان‌دهنده‌ موفقیت‌آمیز بودن است؛ چرا امروز اوضاع راهیان نور این‌گونه است؟ ما فقط آمار می‌دهیم؛ ولی آمار دادن به کجا خواهد انجامید. باید نتیجه کار را بررسی کنیم.
طیف بسیاری از اعتکاف، زده شده‌اند و می‌گویند که اعتکاف هم خبری نبود. اجرای غیر علمی فعالیت‌های دینی نسخه‌های معنوی  را از چشم می‌اندازد و بی‌هویت می‌کند. اعتکاف برای کسی است که یک سال کار معرفتی انجام داده است و قصد دارد در اعتکاف محصولش را درو کند، نه کسانی که دور هم جمع می‌شوند و مشغول تلگرام و بگو و بخند هستند و شاید از این و آن غیبت می‌کنند و تهمت می‌زنند. اعتکاف دارویی است که نیاز به نسخه دکتر  دارد چه کسی نسخه داده که همه در اعتکاف شرکت کنند؟ ملتی که از دارو زده شده باشد مریض می‌ماند. اعتکاف هم مانند دعای کمیل و ندبه برای هر کسی نیست. دکتری باید فرد را ویزیت کند و برایش نسخه بنویسد.
به مردم توصیه شده که بعد از نماز قرآن بخوانند؛ اما باید این موضوع را در نظر گرفت که شخصی می‌خواهد پس از نماز با حاج آقا صحبتی کند؛ اما حاج آقا و بقیه دسته جمعی قرآن می‌خوانند و این آقا هم که حوصله قرآن خواندن ندارد رها می‌کند و می‌رود. از طرفی مدت‌های طولانی قرآن را فقط عربی می‌خواندند و اصلاً متوجه نمی‌شدند که چه می‌خوانند. الان می‌گویند که ترجمه را هم بخوانید حالا کدام یک از این ترجمه‌ها درست است که شما می‌خوانید. آقای قرائتی باید می‌گفت که بعد از نماز، قرآن خواندن خوب است.

دلیل مرگ سید حسن آقامیری اما نکته‌ای در مورد هیئت‌ها وجود دارد و آن اینکه اشکی که برای امام حسین(ع) می‌ریزند اثر خود را می‌گذارد و هیئت مثل هر جای دیگر نیست و شنیدن قرآن هم حتما اثر خود را می‌گذارد.
برخی از کسانی که امام حسین(ع) را کشتند از اصحاب پیغمبر(ص) بودند و قبل از آن قرآن خوانده بودند و پشت سر حضرت علی(ع) در مسجد کوفه نماز جماعت به جا آورده بودند. چه کسی گفته است که قرآن شنیدن برای همه خوب است؟ اهل بیت(ع) در روایات روی عقل ما حساب کرده‌اند. می‌گویند نگاه کردن به قرآن ثواب دارد؛ حال باید پرسید برای چه کسی؟ آیا اگر من که آخوند هستم و می‌توانم تفسیر آن را مطالعه و درباره آن فکر و مباحثه کنم فقط به جلد قرآن نگاهی بیندازم برای من ثواب دارد؟ این‌طور نیست و اینها توضیحاتی دارد و آن اینکه برای کسی که بی‌سواد است و در بی‌سوادی خود مقصر نیست؛ مثلاً شخصی که در دهات زندگی می‌کرده و چوپان بوده حالا پیر شده و دوست دارد قرآن را مطالعه کند؛ اما نمی‌تواند آن را بفهمد و نمی‌تواند سواد یاد بگیرد، برای او ثواب دارد.
گاهی بیان می‌شود که خواب روزه‌دار عبادت است. حال باید پرسید کدام روزه‌دار و کدام خواب؟ روزه‌داری که از نماز صبح تا سه بعدازظهر می‌خوابد و بعد از آن بیرون می‌رود و قدمی می‌زند و تا غروب مقابل تلویزیون لم می‌دهد و چرت می‌زند آیا خواب چنین روزه‌داری عبادت است؟ خواب روزه‌داری عبادت است که در طول روز هشت ساعت به مردم خدمت می‌کند و بعد از رسیدگی به امور خانه و زن و بچه سر روی متکا می‌گذارد. این روایات را که برای توجیه تنبلی افراد نگفته‌اند.
عده‌ای نمی‌خواهند هیئت‌ها را درست کنند و توجیه می‌کنند. مگر کسانی که آقای مطهری را کشتند هیئت نمی‌رفتند؟ من حاضرم بمیرم آبرویم نرود، مگر ما هیئتی‌ها آبروی فلان فرد و فلان مداح اهل بیت(ع) را نبردیم. آیا چنین کاری جنایت نبود که امروز آن را ادامه می‌دهیم. توهین کردن‌ها و فحش دادن‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ به نظرم بسیاری از هیئت‌ها مسبب درگیری‌های بین شیعه و سنی هستند. عده‌ای توهین به مذاهب و بزرگان آنها را دین و تقوا می‌نامند و برای آن ثواب قائل هستند و توقع دستمریزاد هم دارند.

شما هیئت رفتن و اشک ریختن برای امام حسین(ع) را با چه شرایطی قبول دارید؟
باید روضه را با شناخت اهل بیت(ع) خواند. بعضی روضه‌خوان‌ها روضه را به گونه‌ای می‌خوانند که قساوت قلب افزایش می‌یابد؛ آنها از احوال امام چیزی نمی‌گویند و فقط به یک صحنه درام اشاره می‌کنند و همین موضوع سبب ایجاد قساوت می‌شود؛ مثلاً وقتی یک نفر داغ می‌بیند می‌گوییم صحنه را نبیند تا اذیت نشود؛ مثلاً اگر به مدت طولانی صحنه‌های تصادفات را نگاه کنید دچار قساوت قلب می‌شوید.
روضه امام حسین(ع) قساوت نمی‌آورد به شرط آنکه حال امام(ع) را بدانیم؛ وقتی به او سنگ می‌زدند ایشان آنها را دعا می‌کرد یا وقتی نیزه می‌زدند نیزه‌داران را دعا می‌کرد. حال امام(ع) مانند پدری بود که بچه‌هایش به او جسارت می‌کردند؛ اما او به آنها محبت می‌کرد. این نوع روضه‌خوانی سبب می‌شود که قساوت قلب پیدا نکنیم و خشن نشویم. مرام اهل بیت(ع) این‌گونه است.
«به گوش می‌رسد این مرثیه ز مشک عمو / غم رقیه دلی پاره‌پاره می‌خواهد / سه ساله زیور خود باز کرد از کرمش / همین که دید عدو گوشواره می‌خواهد» با چنین شعری می‌توان گریه کرد و کرامت یافت. اما بعضی از روضه‌خوان‌ها همین مطلب را به گونه‌ای بیان می‌کنند که سبب ایجاد قساوت می‌شود.
اگر روضه را درست و با توجه به مقام اهل بیت(ع) و با نگاه «ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش / از بس که کرم دارد و آقاست حسین» بخوانیم قساوت ایجاد نمی‌شود. نگاه حضرت زینب(س) «ما رأیت الا جمیلا» است به این معنا که جمیل را دیدن جمال می‌آورد؛ ولی خیلی از روضه‌های ما جمیل نیست؛ بنابراین جمال‌مان خوب نمی‌شود و وقتی به خانه می‌روم با دخترم بداخلاقی می‌کنم در حالی که در هیئت برای حضرت رقیه(س) گریه کرده‌ام. بهتر از روضه چیزی سراغ ندارم. خودم را روضه خوان می‌دانم. روضه مکتب‌خانه شیعه است در صورتی که درست خوانده شود.
همیشه برایم سؤال بود که چرا بعضی از روضه‌خوان‌ها بداخلاق هستند؛ بعدها متوجه شدم که روضه‌خوانی لطافت می‌خواهد. روضه‌خوانان قدیم اشک‌شان دم مشک‌شان بود. اینکه می‌گویند امام سجاد(ع) بچه می‌دید، آب می‌دید، گوسفند سر می‌بریدند و … گریه می‌کرد؛ چون لطافت بی‌نهایت داشت. روضه‌خوان باید این‌گونه باشد؛ اما بعضی از روضه‌خوان‌ها بد می‌خوانند و صحنه جنایی ایجاد می‌کنند و از دید شمر می‌خوانند در حالی که باید از نگاه امام حسین(ع) روضه خواند.

از روضه و هیئت بگذریم انشاالله درست می‌شود. بخش زیادی از تبلیغات دینی ما بر عهده رسانه ملی است؛ اگر تلویزیون را در هر ساعتی روشن کنید می‌بینید بالاخره در یکی از شبکه‌ها یک روحانی در حال سخنرانی است. اما به جامعه که نگاه می‌کنی به نظر می‌رسد در حال سقوط اخلاقی هستیم.  
من اینها را تبلیغ دینی نمی‌دانم. باید سریال را با معیار اسلامی بسازند. باید کنداکتور برنامه را اسلامی بچینند؛ مثالی می‌زنم و آن اینکه در دوران کودکی تلویزیون بعدازظهرهای جمعه فیلم پخش می‌کرد؛ اما این فیلم با اذان مصادف می‌شد و مجبور بودند که فیلم را قطع کنند تا اذان پخش شود ما بچه بودیم در حال تماشای یکدفعه حالمان گرفته می‌شد و اعتراض می‌کردیم یعنی با شنیدن صدای اذان صدای اعتراض ما بالا می‌رفت این یک کار ضد فرهنگی است. باید گفت کنداکتور را طوری تنظیم کنید که قبل از اذان فیلم تمام شود. کنداکتور را غیر اسلامی می‌چینند و سبب اعتراض بسیاری هنگام اذان می‌شوند یا نمازی که بعد از اذان پخش می‌کنند حوصله همه را سر می‌برد. این چه کار دینی است؟ من نظری در مورد فعالیت‌های صدا و سیما ندارم؛ چون فعالیت‌های آن را دینی نمی‌دانم. بنابراین وقتی آخوندی برای سخنرانی به صدا و سیما می‌رود به معنای اسلامی بودن صدا و سیما نیست.
شهید آوینی سال‌ها پیش گفته بود  که ماهواره خواهد آمد و شما نیز حریف آن نخواهید شد. حالا که ماهواره وارد کشور شده فکری برای آن کنید. ماهواره همه جا هست؛ اما بعضی از مسئولان آن را انکار می‌کنند. اینها از همه چیز می‌ترسند. اینها از شبکه «من و تو» که کل آن یک ساختمان دو طبقه است، می‌ترسند؛ در حالی که اعضای آن بچه‌های ایرانی هستند که از اینجا به خارج  رفته‌اند. من نمی‌دانم بعضی مسئولین از چه چیزی می‌ترسند. بگذارید همه حرف بزنند. رسانه ملی باشید. مال ملت باشید. وقتی ملت حرف می‌زنند شما از مشکلات جامعه آگاهی می‌یابید. اگر دو نفر مخالف صحبت کنند هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد. معتقدم باید به مخالفان شبکه‌های تلویزیونی داد تا صحبت کنند. بی‌بی‌سی و VOA اظهارنظر می‌کنند من هم اظهارنظر می‌کنم و ترسی ندارم؛ آنها از نظرات مختلف دینی می‌ترسند. اسلام نگفته پنبه در گوش بگذارید؛ بلکه گفته بشنوید.

در حاشیه گفت‌وگو و دلیل مرگ سید حسن آقامیری
آب به مزرعه نمی‌رسد
سازمان‌های موازی‌کار بسیاری در ایران وجود دارند؛ مانند وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، دفتر تبلیغات، امور مساجد و … خود آقای قرائتی به اندازه چند سازمان است. البته ایشان از خوبان عرصه تبلیغ هستند من هم مزاح می‌کنم. در همه دانشگاه‌ها نهاد رهبری، بسیج و انجمن اسلامی وجود دارد. میلیاردها تومان بودجه صرف این امور می‌شود برای چه؟ این بودجه می‌تواند با مدیریت واحد صرف حل مشکلات جوانان شود؛ اگر مثلا ازدواج جوانان حل شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
مثالی می‌زنم و آن اینکه برای آبیاری زمین‌های کشاورزی پدرم مجبور بودیم از جوی‌های خاکی استفاده کنیم؛ اما چون جوی‌ها خاکی بودند آب به انتهای مزرعه نمی‌رسید؛ بنابراین از لوله پولیکا استفاده کردیم و ۱۳ هکتار مزرعه را آبیاری کردیم؛ به نظرم سازمان‌های ما نیز مانند جوی خاکی  هستند و آبی به انتهای مزرعه و آنجایی که باید نمی‌رسد. در ایران این جوی‌ها به دریاچه تبدیل شده‌اند که چندین حفره دارند؛ در حالی که قرار بود مردم ولی‌نعمت باشند و ما جوی آب باشیم و نعمت را به آنها برسانیم. حالا جوی نمی هم برداشت مشکلی نیست نه اینکه کل آب در جوی جذب شود.
فقط به بودجه‌ای که دولت به فرهنگ اختصاص می‌دهد، اشاره کردم در حالی که پول‌هایی نیز از سوی مردم با فکر غلط خرج می‌شود که مقدار آن از بودجه دولتی نیز بیشتر است.
من پیشنهادی دادم که اصلاً مورد توجه قرار نگرفت و آن اینکه بانیانی که سال گذشته شام نذر کرده بودند امسال دو برابر نذر کنند؛ مثلاً به جای یک شب، دو شب شام بدهند. ما شام می‌دهیم که مردم به فکر شام خود نباشند و بهتر به سخنرانی گوش دهند؛ خوب یک شب را شام می‌دهیم ولی پول شب دوم را چه کنیم؟ پول خیلی زیادی می‌شود. چهارتا متخصص بنشینند و مشکلات جامعه را اولویت بندی کنند و این مبلغ را هر سال برای حل یک مشکل اجتماعی خرج کنند، مثلا زندانیان دیه. وقتی کسی به خاطر دیه در زندان است دو تا خانواده بی سرپرست می‌مانند. در حالی که اسلام دیه را قرار داد تا مشکلات اقتصادی آن خانواده بی سرپرست حل شود اما الان مشکل دو تا شده است.
هزینه کردن این پول‌ها در مسیر درست  اولا سبب گردش پول و رونق اقتصادی جامعه می‌شود. ثانیا یک حرکت بزرگ دینی صورت می‌گیرد و از طریق هیئت دردی دوا می‌شود. سال بعد می‌توان همین پول را صرف ازدواج جوانان کرد. اگر در ۳۷ سال گذشته در مسائل مختلف این‌گونه پیش می‌رفتیم امروز چند مشکل باقی ‌مانده بود؟

 

 

nohejadid.ir

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز