حافظه، پرونده تخيل و گنجينه عقل، دفتر ثبت وجدان و مخزن انديشه است.(بازيل
خوش آمدید - امروز : جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: دخترش

اطلاعیه سایت

بایگانی برچسب ها: دخترش

عکس های شیما محمدی و دخترش نیکا + بیوگرافی شیما محمدی بازیگر ایرانی


شیما محمدی و دخترش نیکا

عکس های شیما محمدی و دخترش نیکا

شیما محمدی زاده سال ۱۳۶۴ در تهران است و از سن ۱۷ سالگی وارد عرصه هنر شد. معروف ترین سریالی که خانم شیما محمدی در آن ایفای نقش نموده است سریال شاهگوش است که در شبکه نمایش خانگی منتشر شد.

او چندی پیش با سینا محمدی ازدواج کرد که حاص ازدواج این دو، دختری زیبا به نام نیکا می باشد. شیما این روزها به دلیل عشقی که به خانواده و دخترش دارد از فعالیت هنری کمی دور شده است و در حال لذت بردن از دخترش نیکا خانم می باشد.

در این قسمت عکس هایی از شیما محمدی و دخترش را نیکا را مشاهده می کنید.

عکس های جدید نیکا محمدی و مادرش شیما بازیگر زن ایرانی

شیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکاشیما محمدی و دخترش نیکا

داستان ۸ سال تجاوز ناپدری با دخترش

داستان ۸ سال تجاوز ناپدری با دخترش

روزنامه خراسان زندگی تلخ دختری را گزارش کرد که در مراجعه به کلانتری مشهد، راز سر به مهری را افشا کرد.این دختر ۱۶ ساله به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: وقتی پدرم را از دست دادم دو سال بیشتر نداشتم و معنی نداشتن پدر را نمی فهمیدم. از آن روز به بعد مادرم سرپرستی من و خواهر پنج ساله ام را به عهده گرفت و ما همچنان نزد خانواده پدرم زندگی می کردیم.

چند سال بعد مادرم با یکی از بستگان نزدیک پدرم ازدواج کرد تا زندگی ما سر و سامان بگیرد البته بنا به گفته مادرم ازدواج او با «شهرام» فقط به خاطر اصرارهای پدربزرگم بود چرا که پدر بزرگم اعتقاد داشت مادرم باید با یکی از بستگان و اقوام خودمان ازدواج کند تا کسی پشت سر آن ها حرف های بی ربط نزند.

این گونه بود که زندگی ما در مسیر دیگری ادامه یافت. چند سال بعد و در حالی که هنوز هشت بهار بیشتر از عمرم نگذشته بود از بازی های بی شرمانه و رفتارهای ناشایست ناپدری ام که مرا مجبور به آن کارها می کرد، رنج می کشیدم اما جرئت بازگو کردن آن رفتارها را برای مادرم نداشتم تا این که روزی مادر و خواهرم به بیرون از منزل رفته بودند و من از برادر ناتنی کوچکم نگهداری می کردم و در همین هنگام دوباره شهرام مرا صدا کرد و رفتارهای بی شرمانه اش را تکرار کرد در این لحظه بود که ناگهان مادرم در منزل را گشود و من از ترس خودم را در سرویس بهداشتی پنهان کردم مادرم که متوجه ماجرا شده بود با همسرش به مشاجره پرداخت و سپس با فریاد از من خواست آن چه را اتفاق افتاده برایش بازگو کنم ولی من که همچنان از ترس می لرزیدم و از ناپدری ام وحشت داشتم موضوع را پنهان کردم.

شهرام با شنیدن انکارهای من کمربندش را باز کرد و به جان مادرم افتاد تا با این کار بی گناهی خودش را ثابت کند. از آن به بعد خواسته های زشت ناپدری ام پررنگ تر شد به طوری که چند سال بعد دیگر قربانی هوی و هوس های شیطانی او شده بودم ولی از ترس آبروریزی جرئت بازگو کردن ماجرا را نداشتم از سوی دیگر هم می ترسیدم با افشای رازی که سرنوشت و آینده مرا به تباهی کشیده است زندگی مادرم متلاشی شود و خواهر و برادرم نیز بی سرپناه شوند.

دیگر تحمل این وضعیت برایم دردناک و عذاب آور بود به طوری که چند بار تصمیم های خطرناکی گرفتم ولی باز به خاطر مادرم منصرف می شدم تا این که حدود یک هفته قبل خانواده ای با اصالت مرا برای پسرشان خواستگاری کردند. اما در حالی که هیچ کس از راز درونی من خبر ندارد نمی دانم چگونه ماجرای وحشتناک زندگی تلخم را برای خواستگارم بازگو کنم

منبع: تی پلاس

حوادث

داستان ۸ سال تجاوز ناپدری با دخترش

نوشته داستان ۸ سال تجاوز ناپدری با دخترش اولین بار در تی پلاس – مجله تصویری پدیدار شد.


گرداوری :نوحه جدید
www.tiplus.ir

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز