آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش می ‏يابد! (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: رمانتیک

اطلاعیه سایت

بایگانی برچسب ها: رمانتیک

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی


اشعار عاشقانه و زیبای سعدی

زیباترین شعرهای عاشقانه سعدی، اشعار عاشقانه سعدی، شعرهای زیبای رمانتیک، شعر عشق، زیباترین شعرهای عاشقانه

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد

سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی

دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید

دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن

تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

از سر زلف عروسان چمن دست بدارد

به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را

سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان

چون تأمل کند این صورت انگشت نما را

آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت

که سراپای بسوزند من بی سر و پا را

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی‌بیند و عارف قلم صنع خدا را

همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن

خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را

مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند

به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را

هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را

قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

اشعار عاشقانه سعدی شیرازی

مجنون عشق را دگر امروز حالت است

کاسلام دین لیلی و دیگر ضلالت است

فرهاد را از آن چه که شیرین ترش کند

این را شکیب نیست گر آن را ملالت است

عذرا که نانوشته بخواند حدیث عشق

داند که آب دیدهٔ وامق رسالت است

مطرب همین طریق غزل گو نگاه دار

کاین ره که برگرفت به جایی دلالت است

ای مدعی که می‌گذری بر کنار آب

ما را که غرقه‌ایم ندانی چه حالت است

زین در کجا رویم که ما را به خاک او

واو را به خون ما که بریزد حوالت است

گر سر قدم نمی‌کنمش پیش اهل دل

سر بر نمی‌کنم که مقام خجالت است

جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است

جز سر عشق هر چه بگویی بطالت است

ما را دگر معامله با هیچکس نماند

بیعی که بی حضور تو کردم اقالت است

از هر جفات بوی وفایی همی‌دهد

در هر تعنتیت هزار استمالت است

سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر او

علمی که ره به حق ننماید جهالت است

گلچین اشعار و غزلیات سعدی

من بی‌ مایه که باشم که خریدار تو باشم

حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری

که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم

 شعر عاشقانه

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت

تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش

گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

جای خنده‌ست سخن گفتن شیرین پیشت

کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت

راه آه سحر از شوق نمی‌یارم داد

تا نباید که بشوراند خواب سحرت

شعرهای زیبای سعدی

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز

وگرنه سیل چو بگرفت،سد نشاید بست


اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

اشعار عاشقانه

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت

مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت

گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت

کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت

مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد

که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت

شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت

زیباترین شعرهای عاشقانه 

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

که یک دم از تو نظر بر نمی‌توان انداخت

بلای غمزه نامهربان خون خوارت

چه خون که در دل یاران مهربان انداخت

شعر زیبای رمانتیک 

تو را حکایت ما مختصر به گوش آید

که حال تشنه نمی‌دانی ای گل سیراب

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب

دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است

که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب

اشعار رمانتیک 

ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن را که چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

یک غزل از سعدی

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید

بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

عکس نوشته از شعر سعدی برای پروفایل

اشعار عاشقانه سعدی

از هر چه می‌رود سخن دوست خوشترست

پیغام آشنا نفس روح پرورست

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای

من در میان جمع و دلم جای دیگرست

شاهد که در میان نبود شمع گو بمیر

چون هست اگر چراغ نباشد منورست

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغ زنده دلان کوی دلبرست

جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق

درمانده‌ام هنوز که نزلی محقرست

کاش آن به خشم رفته ما آشتی کنان

بازآمدی که دیده مشتاق بر درست

جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی

وین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمرست

شب های بی توام شب گورست در خیال

ور بی تو بامداد کنم روز محشرست

گیسوت عنبرینه گردن تمام بود

معشوق خوبروی چه محتاج زیورست

سعدی خیال بیهده بستی امید وصل

هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست

زنهار از این امید درازت که در دلست

هیهات از این خیال محالت که در سرست

غزل عاشقانه از سعدی

ما همه چشمیم و تو نور ای صنم

چشم بد از روی تو دور ای صنم

روی مپوشان که بهشتی بود

هر که ببیند چو تو حور ای صنم

حور خطا گفتم اگر خواندمت

ترک ادب رفت و قصور ای صنم

تا به کرم خرده نگیری که من

غایبم از ذوق حضور ای صنم

روی تو بر پشت زمین خلق را

موجب فتنه‌ست و فتور ای صنم

این همه دلبندی و خوبی تو را

موضع نازست و غرور ای صنم

سروبنی خاسته چون قامتت

تا ننشینیم صبور ای صنم

این همه طوفان به سرم می‌رود

از جگری همچو تنور ای صنم

سعدی از این چشمه حیوان که خورد

سیر نگردد به مرور ای صنم

 اشعار زیبای عاشقانه

آن که هلاک من همی‌خواهد و من سلامتش

هر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتش

میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس

جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش

داروی دل نمی‌کنم کان که مریض عشق شد

هیچ دوا نیاورد باز به استقامتش

هر که فدا نمی‌کند دنیی و دین و مال و سر

گو غم نیکوان مخور تا نخوری ندامتش

جنگ نمی‌کنم اگر دست به تیغ می‌برد

بلکه به خون مطالبت هم نکنم قیامتش

کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی

کان چه گناه او بود من بکشم غرامتش

هر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل

گوش مدار سعدیا بر خبر سلامتش

 شعر عشق

من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم

چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن

نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم

نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن

نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم

نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت

نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم

بسم از قبول عامی و صلاح نیک نامی

چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم

تن من فدای جانت سر بنده وآستانت

چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم

چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد

نه مروتست اگر من نظر تباه دارم

چه شبست یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد

که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم

مکنید دردمندان گله از شب جدایی

که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم

که نه روی خوب دیدن گنهست پیش سعدی

تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم

چشم چپ خویشتن برآرم

تا چشم نبیندت به جز راست

 

✦✦✦

 

شب دراز به امید صبح بیدارم

مگر که بوی تو آرد نسیم اسحارم

 

✦✦✦

 

اگر به خوردن خون آمدی هلا برخیز

و گر به بردن دل آمدی بیا ای دوست

 

✦✦✦

 

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

 

✦✦✦

 

روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

 

✦✦✦

 

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست

گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

 

✦✦✦

 

روی مپوشان که بهشتی بود

هر که ببیند چو تو حور ای صنم

 

✦✦✦

 

گیسوت عنبرینه گردن تمام بود

معشوق خوبروی چه محتاج زیورست

 

✦✦✦

 

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش

بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

 

✦✦✦

 

بیا بیا صنما کز سر پریشانی

نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم

 

✦✦✦

 

گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد

اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

 

✦✦✦

 

گر فلاطون به حکیمی مرض عشق بپوشد

عاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش

 

✦✦✦

 

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

 

✦✦✦

 

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم

 

✦✦✦

 

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی

وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

 

✦✦✦

 

غلام قامت آن لعبتم که بر قد او

بریده‌اند لطافت چو جامه بر بدنش

 

✦✦✦

 

عمر من است زلف تو بو که دراز بینمش

جان من است لعل تو بو که به لب رسانمش

 

✦✦✦

 

مرا به عشق تو اندیشه از ملامت نیست

وگر کنند ملامت نه بر من تنهاست

 

✦✦✦

 

ای یار کجایی که در آغوش نه‌ای

و امشب بر ما نشسته چون دوش نه‌ای

 

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی


نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم

که به روی دوست ماند که برافکند نقابی

 

✦✦✦

 

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

 

✦✦✦
اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

 

✦✦✦

 

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

 

✦✦✦

 

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

 

✦✦✦

 

آخر قصد من تویی غایت جهد و آرزو

تا نرسم ز دامنت دست امید نگسلم

 

✦✦✦

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران

 

✦✦✦

 

ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من

لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟

 

✦✦✦

 

من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم

کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم

 

✦✦✦

 

من اهل دوزخم ار بی تو زنده خواهم شد

که در بهشت نیارد خدای غمگینم

 

✦✦✦

 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

 

✦✦✦

 

چشمی که جمال تو ندیده‌ست چه دیده‌ست؟

افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند

 

✦✦✦

 

سعدی به جفا ترک محبت نتوان گفت

بر در بنشینم اگر از خانه برانند

 

✦✦✦

 

دل رفت و صبر و دانش ما مانده‌ایم و جانی

ور زان که غم غم توست آن نیز هم برآید

 

✦✦✦

 

حیف بود مردن بی عاشقی

تا نفسی داری و نفسی بکوش

 

✦✦✦

 

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم

به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم

 

✦✦✦

 

ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان

بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

 

✦✦✦

 

چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن

به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی

 

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

 

ترجیع بند عاشقانه سعدی

این ترجیع‌بند از ترجیعات شگفت‌انگیز عاشقانه است، مجموعاً ۲۲ بند دارد که با بیت «بنشینم و صبر پیش گیرم/دنباله کار خویش گیرم» از یکدیگر جدا می‌شوند. گروه فرهنگ و هنر ستاره ابیات منتخب ۱۰ بند از زیباترین بندها را برای شما برگزیده است.


ای سرو بلند قامت دوست

وه وه که شمایلت چه نیکوست

 

در پای لطافت تو میراد

هر سرو سهی که بر لب جوست

 

نازک بدنی که می‌نگنجد

در زیر قبا چو غنچه در پوست

 

مه پاره به بام اگر برآید

که فرق کند که ماه یا اوست؟

 

آن خرمن گل نه گل که باغ است

نه باغ ارم که باغ مینوست

 

آن گوی معنبرست در جیب

یا بوی دهان عنبرین بوست…

 

می‌سوزد و همچنان هوادار

می‌میرد و همچنان دعاگوست

 

خون دل عاشقان مشتاق

در گردن دیده بلاجوست

 

من بنده لعبتان سیمین

کاخر دل آدمی نه از روست

 

بسیار ملامتم بکردند

کاندر پی او مرو که بدخوست

 

ای سخت دلان سست پیمان

این شرط وفا بود که بی‌دوست

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

 

در عهد تو ای نگار دلبند

بس عهد که بشکنند و سوگند

 

دیگر نرود به هیچ مطلوب

خاطر که گرفت با تو پیوند

 

از پیش تو راه رفتنم نیست

همچون مگس از برابر قند

 

عشق آمد و رسم عقل برداشت

شوق آمد و بیخ صبر برکند

 

در هیچ زمانه‌ای نزاده‌ست

مادر به جمال چون تو فرزند

 

باد است نصیحت رفیقان

واندوه فراق کوه الوند

 

من نیستم ار کسی دگر هست

از دوست به یاد دوست خرسند

 

این جور که می‌بریم تا کی؟

وین صبر که می‌کنیم تا چند؟…

 

افتادم و مصلحت چنین بود

بی بند نگیرد آدمی پند

 

مستوجب این و بیش از اینم

باشد که چو مردم خردمند

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم…

 

چشمی که نظر نگه ندارد

بس فتنه که با سر دل آرد

 

آهوی کمند زلف خوبان

خود را به هلاک می‌سپارد

 

فریاد ز دست نقش، فریاد

و آن دست که نقش می‌نگارد

حاجت به در کسیست ما را

کاو حاجت کس نمی‌گزارد

 

گویند برو ز پیش جورش

من می‌روم او نمی‌گذارد

 

من خود نه به اختیار خویشم

گر دست ز دامنم بدارد

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم…

 

ای دل نه هزار عهد کردی

کاندر طلب هوا نگردی؟

 

کس را چه گنه تو خویشتن را

بر تیغ زدی و زخم خوردی

 

دیدی که چگونه حاصل آمد

از دعوی عشق روی زردی؟

 

یا دل بنهی به جور و بیداد

یا قصه عشق درنوردی

 

ای سیم تن سیاه گیسو

کز فکر سرم سپید کردی

 

بسیار سیه، سپید کردست

دوران سپهر لاجوردی

 

صلحست میان کفر و اسلام

با ما تو هنوز در نبردی

 

سر بیش گران مکن، که کردیم

اقرار به بندگی و خردی

 

با درد توام خوشست ازیراک

هم دردی و هم دوای دردی

 

گفتی که صبور باش، هیهات

دل موضع صبر بود و بردی

 

هم چاره تحملست و تسلیم

ورنه به کدام جهد و مردی

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

 

بگذشت و نگه نکرد با من

در پای کشان، ز کبر دامن

 

دو نرگس مست نیم خوابش

در پیش و به حسرت از قفا من

 

ای قبله دوستان مشتاق

گر با همه آن کنی که با من

 

بسیار کسان که جان شیرین

در پای تو ریزد اولا من

 

گفتم که شکایتی بخوانم

از دست تو پیش پادشا من

 

کاین سخت دلی و سست مهری

جرم از طرف تو بود یا من؟

 

دیدم که نه شرط مهربانیست

گر بانگ برآرم از جفا من

 

گر سر برود فدای پایت

دست از تو نمی‌کنم رها من

 

جز وصل توام حرام بادا

حاجت که بخواهم از خدا من

 

گویندم ازو نظر بپرهیز

پرهیز ندانم از قضا من

 

هرگز نشنیده‌ای که یاری

بی‌یار صبور بود تا من

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم…

 

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

اشعار عاشقانه سعدی 


گل را مبرید پیش من نام

با حسن وجود آن گل اندام

 

انگشت‌نمای خلق بودیم

مانند هلال از آن مه تام

 

بر ما همه عیب‌ها بگفتند

یا قوم الی متی و حتام؟

 

ما خود زده‌ایم جام بر سنگ

دیگر مزنید سنگ بر جام

 

آخر نگهی به سوی ما کن

ای دولت خاص و حسرت عام

 

بس در طلب تو دیگ سودا

پختیم و هنوز کار ما خام

 

درمان اسیر عشق صبرست

تا خود به کجا رسد سرانجام

 

من در قدم تو خاک بادم

باشد که تو بر سرم نهی گام

 

دور از تو شکیب چند باشد؟

ممکن نشود بر آتش آرام

 

در دام غمت چو مرغ وحشی

می‌پیچم و سخت می‌شود دام

 

من بی تو نه راضیم ولیکن

چون کام نمی‌دهی به ناکام

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

 

ای زلف تو هر خمی کمندی

چشمت به کرشمه چشم‌بندی

 

مخرام بدین صفت مبادا

کز چشم بدت رسد گزندی

 

ای آینه ایمنی که ناگاه

در تو رسد آه دردمندی

 

یا چهره بپوش یا بسوزان

بر روی چو آتشت سپندی

 

دیوانه عشقت ای پریروی

عاقل نشود به هیچ پندی

 

تلخست دهان عیشم از صبر

ای تنگ شکر بیار قندی

 

ای سرو به قامتش چه مانی؟

زیباست ولی نه هر بلندی

 

گریم به امید و دشمنانم

بر گریه زنند ریشخندی

 

کاجی ز درم درآمدی دوست

تا دیده دشمنان بکندی

 

یارب چه شدی اگر به رحمت

باری سوی ما نظر فکندی؟

 

یکچند به خیره عمر بگذشت

من بعد بر آن سرم که چندی

 اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین سعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم

 

آیا که به لب رسید جانم

آوخ که ز دست شد عنانم

 

کس دید چو من ضعیف هرگز

کز هستی خویش در گمانم؟

 

پروانه‌ام اوفتان و خیزان

یکباره بسوز و وارهانم

 

گر لطف کنی بجای اینم

ور جور کنی سزای آنم

 

جز نقش تو نیست در ضمیرم

جز نام تو نیست بر زبانم

 

گر تلخ کنی به دوریم عیش

یادت چو شکر کند دهانم

 

اسرار تو پیش کس نگویم

اوصاف تو پیش کس نخوانم

 

با درد تو یاوری ندارم

وز دست تو مخلصی ندانم

 

عاقل بجهد ز پیش شمشیر

من کشته سر بر آستانم

 

چون در تو نمی‌توان رسیدن

به زان نبود که تا توانم

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم…

 

در پای تو هرکه سر نینداخت

از روی تو پرده بر نینداخت

 

در تو نرسید و پی غلط کرد

آن مرغ که بال و پر نینداخت

 

کس با رخ تو نباخت اسبی

تا جان چو پیاده در نینداخت

 

نفزود غم تو روشنایی

آن را که چو شمع سر نینداخت

 

بارت بکشم که مرد معنی

در باخت سر و سپر نینداخت

 

جان داد و درون به خلق ننمود

خون خورد و سخن به در نینداخت

 

روزی گفتم کسی چون من جان

از بهر تو در خطر نینداخت

 

گفتا نه که تیر چشم مستم

صید از تو ضعیفتر نینداخت

 

با آنکه همه نظر در اویم

روزی سوی ما نظر نینداخت

 

نومید نیم که چشم لطفی

بر من فکند، و گر نینداخت

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم…

 

شد موسم سبزه و تماشا

برخیز و بیا به سوی صحرا

 

کان فتنه که روی خوب دارد

هرجا که نشست خاست غوغا

 

صاحبنظری که دید رویش

دیوانه عشق گشت و شیدا

 

دانی نکند قبول هرگز

دیوانه حدیث مرد دانا

 

چشم از پی دیدن تو دارم

من بی تو خسم کنار دریا

 

از جور رقیب تو ننالم

خارست نخست بار خرما

 

سعدی غم دل نهفته می‌دار

تا می‌نشوی ز غیر رسوا

 

گفتست مگر حسود با تو

زنهار مرو ازین پس آنجا

 

من نیز اگرچه ناشکیبم

روزی دو برای مصلحت را

 

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم…

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه


شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

با هر که به غیر از غم‌تو‌فاصله دارم

با من بنشین با تو‌دلی یک دله دارم

 

سر می رود از دست همه ی ی حوصله ی من

یعنی که برای تو فقط حوصله دارم

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای عاشقانه زیبا

هر وقت دودل بـودی

هر وقت نمیدونستـی چی

خوبـه چـه بـد 

چشمـاتو ببند 

*یه نفس عمیق بکش*

خودتو رها کن

بسپـار بــه خدا 

بذار جواب سوالتو

*توو قلبت جاری کنه*

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

از برای امتحان چندی مرا دیوانه کن

گر به از مجنون نباشم باز عاقل کن مرا***.!

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعر دلتنگی عاشقانه

دوست داشتن

تـو

زیباترین آهنگیست

که در حافظۀ

قـلـبم

سـیو شده***

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

یک دو روزی صبر کن ای جان بر لب آمده

زآنکه خواهم در حضور دوست، بسپارم تو را

 

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقهمتن عاشقانه زیبا

 

 در دهانت دوستت دارم های زیادی پنهان کرده ای

که جز به بوسہ کشف نخواهند شـد

میبوسمت تـا هـردو عــاشـق شـویـم

تــو ازبــوسـه های مــن

مـن از شنیدن عاشقانه های تــو 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

‏از هزاران دل , یکی را باشد

استعداد عشق***

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای دلبری کردن از عشق

شاملو نیستم

تا آنچنان که او می توانست

دوست داشتنم راکه در فراسوی مرزهای تنت

از تو وعدۀ دیداری میخواست

به بند شعر بکشم

قبانی نیستم

تا با شعرهایم معنای دوست داشتن را تغییر دهم

و عذر تمامی عاشقانه هایی که در انتظارم هستند را بخواهم

تا به دنبال شعر تو بگردم

من فقط شاعرکی هستم

که اگر غربالی در دست بگیری از تمامی پرت و پلاهایم

جز یک جمله به چیزی نمی رسے

تا با آن چشم در شعر چشمهایت بدوزم و بگویم

**دوستت دارم**

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

ای صبا در حرم زلف چو محرم شده ای

به ادب باش که دلهای پریشان آنجاست

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

تو را، گم نخواهــم کرد

در من مانده ای

خیلی وقت است که  تو را جسـتجو کرده ام

می بینی تا نامت را،می‌برم دستــانم، می لـرزد

چقدر شور به پا کرده ای ‌

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای زیبای عاشقانه کوتاه

 

ساقی گناهِ ما را گیرد به گردن اما

از محتسب چه پنهان، شد نوبهار باعث

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

نمی‌شود

دوستت نداشت

لجم هم که بگیرد از دستت

نهایتش این است کـه

د؋ـتر چـۀ خاطراتم

*** پر از ؋ـحش های عاشقانـہ می‌شود ***

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای دلبری از معشوقه

 

 درحسرت آغوش تو*** هستم بغلم کن***

ازعطر برو روی تو*** مست هستم بغلم کن***

کی گفتہ که قرارہ  *** دور از تو بمونم***

من با احدی *** عهد نبستم بغلم کن*** 

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

عاشقانه های احساسی

 

نمی دانی

چطور گیج می‌شوم

وقتی هرچه می‌گردم

معنی نگاهت

در هیچ فرهنگ لغتی

پیدا نمی‌شود ***

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

 دستم را بگیر

***** بـی تــــو

**** تمام دنیا را

****هم داشته باشم

***** تهـی دستـــم 

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای جدایی و دلتنگی

 

مجلس شورای قلبم ، طرح چشمت راکه دید 

با سه فوریت !!

به « مجنون تو گشتن » رای داد 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

آغوش تو

فرودگاه ابرهاست

بغل که بگیری

تن ویتنامی من را

هیروشیمایی سبز

با یورش خلبان های جنگی چشمهای تو

اتفاق میوفتد

من در جمهوری بازوانت

رای به خواب ابدی میدهم 

 


حتماً بخوانید :  ناب ترین شعرهای عاشقانه کوتاه و زیبا


 

 تا که انگور شود « می »

دو سه سالی بکشد***

« تو »

به یک لحظه شدی***

ناب ترین بادۀ عشق*** 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

دلیل صبح

گاهی من***

گاهی تو***

و گاه دستهای ماست

که به هم می پیچد

عشـق  اول صبح

عجیب می چسبد.. 

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای یاد کردن از عشقم

 

سخته وقتی دلت گرفته 

بیخودی به گوشی زل بزنی

درحالیکه میدونی هیچ کس 

تو هیچ جای دنیا 

حواسش به تو نیست 

حتی تو مجازیش***

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

عشق

چیز عجیبی ست

وقتی از من

دیکتاتوری می سازد ، زود رنج

که تنها تو را

انحصاری می‌خواهد

از تو

نازک دلی

که اشک مرا

تاب نمی آورد ***

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

شعرهای های عاشقانه و داغ

 

عشق چیز عجیبی نیست

شاید

اما

من و تو

عجیب ***

عاشق شده ایم

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

کاش 

نہ دختری بہ دنیا می آمـد

و نـہ پســری 

کاش فقط انسان 

متولـد مے شدیم

بــدون هیچ جنسیتی

شاید این گـــونہ 

دنیا پر می شــد از دوست

و دیگر هیچ کس تنها نبود

 

اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

جملا زیبای عاشقانه به‌صورت شعر

 

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ،

ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ ،

 

ﻭﺣﺎﻻ ﺗﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ ***

ﺍﺯ « ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ***

ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ « ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ »

 

ﺍﺯ « ﺷﮑﺴﺖ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ***

ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ « ﺗﻼﺵ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﮑﺴﺖ »

 

ﺍﺯ « ﻧﻔﺮﺕ ﻣﺮﺩﻡ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ،

ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ « ﺑﻬﺮﺣﺎﻝ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻧﻈﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ »

 

ﺍﺯ « ﺩﺭﺩ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ***

ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ « ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺷﺪ ﺭﻭﺡ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ »

ﺍﺯ « ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ،

ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ « ﻣﻦ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ »

 

ﺍﺯ « ﺁﯾﻨﺪﻩ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ***

ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ « ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺳﺎﺧﺖ »

 

ﺍﺯ « ﮔﺬﺷﺘﻪ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ،

ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ « ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺍﻥ ﺁﺳﯿﺐ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ »

 

ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺍﺯ « ﺗﻐﯿﯿﺮ » ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ،

ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ  ﺣﺘﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ،

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩ *** 

متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه

 

نوشته اس ام اس و متن های عاشقانه زیبا |شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک جدید برای دلبری از معشوقه اولین بار در سایت تفریحی و سرگرمی پارس ناز. پدیدار شد.

متن زیبا برای تبریک روز مرد عاشقانه و رمانتیک


با توجه به در پیش بودن ولادت حضرت علی به مناسبت روز مرد در این مطلب مجموعه ای از انواع متن زیبا برای تبریک روز مرد را برای شما همراهان عزیز و گرامی گردآوری کرده ایم که امیدواریم این پیام های زیبا مورد توجه تان قرار بگیرند.

متن زیبا برای تبریک روز مرد در انواع مضامین رسمی و عاشقانه و صمیمی و … نوشته شده اند و شما می توانید این متن ها را در شبکه های اجتماعی و یا به عنوان اس ام اس برای تبریک روز مرد ارسال کنید.

متن زیبا برای تبریک روز مرد

اس ام اس زیبا برای تبریک روز مرد و متن زیبا برای روز پدر از انواع پیام هایی هستند که به مناسبت تبریک روز پدر و روز مرد می توانید آن ها را ارسال کنید. در ادامه سری جدید متن زیبا برای تبریک روز مرد را مطالعه خواهید کرد که امیدواریم این متن ها مورد توجه تان قرار بگیرند.

اس ام اس زیبا برای تبریک روز مرد

متن عاشقانه برای تبریک روز مرد

 ای کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های شیرین با تو بودن را

اینقدر طولانی میکرم که برای بی تو بودن وقتی نمیماند

روزت مبارک

متن زیبا برای تبریک روز مرد

شنیدن صـــــــدای قلب کسی که دوستــــــش داری
زیبــــــــــاترین موسیقی دنیـــــاست…
شوهر عزیزم دوستت دارم ، روزت مبارک

متن زیبا و احساسی برای تبریک روز مرد

ریتـــم ِ خنده هایتــــــــــــ را دوستــــــــ دارم . . .
تو بین ِ تمــــــــــــام ِ آدم هـــــــــا . . .
در این کــــــُره ے خاکے . . .
تــــــــــــــافتہ ے جدا بافــــتہ اے . . .
لبخنــــــــــــد بزن نفـــــــــــــس مــــــــــــن !!

جملات زیبا برای تبریک روز مرد

جملات زیبا و جالب برای تبریک روز مرد

بهترین رفیق و شریک زندگی تو اونیه که این حس رو به تو بده که تو میتونی تو هر زمینه ای از زندگی بهترین باشی.
همسر عزیزم من با تو بهترینم . . .
روزت مبارک

متن زیبا برای تبریک روز مرد

توی این روز عزیز ، توی این لحظه های قشنگ
زیباترین کلمه ای که میشه گفت یک ” دوستت دارم “
به همراه یک آسمان عشق و تمنا
تقدیم به تو همسر عزیزم ، روزت مبارک

اس ام س زیبا برای تبریک روز مرد

یادت در اندیشه من ، نامت در قلب من

بودن در کنارت آرزوی همیشگی من

“روزت مبارک همسرم”

متن زیبا و احساسی برای تبریک روز مرد

متن زیبا و جالب برای تبریک روز مرد

همسر عزیزم
همدم تنهایی ام ، به وسعت قلب مهربانت دوستت دارم!
روزت مبارک

متن جالب و احساسی برای تبریک روز مرد

زیباترین احساساتم را در میان سکوتم بخوان آن گاه که با نگاهم به تو می‌گویم دوستت دارم

همیشه در کنارم باش، ای مرد زندگی من

روزت مبارک

متن جالب برای تبریک روز مرد

متن زیبا برای تبریک روز مرد با مضامین عاشقانه

همسر عزیزم، هزاران شاخه گل را با تمامی وجود تقدیمت می‌کنم

و به خاطر تمامی خوبی‌هایت بر دستانت بوسه می‌زنم

و این روز را به همراه فرزندانمان به تو بهترینم تبریک می‌گویم.

جملات زیبا برای تبریک روز مرد

مرد واقعی کسی است که تمام توجه‌اش متوجه خانواده باشد…

و تو آن مرد واقعی هستی.

مرد من روزت مبارک

متن جالب و احساسی برای تبریک روز مرد

اس ام اس زیبا برای تبریک روز مرد

همسر خوبم به ذهنم سپرده‌ام که غیر از تو به کسی فکر نکنم،

به چشمانم یاد داده‌ام که جز تو نبیند

و در روز مرد هدیه‌ ام برای تو قلبی است که تا ابد می‌تپد.

جملات عاشقانه برای تبریک روز مرد

من به تو دل دادم و به چشمان تو خندیدم.

به تو پیوستم و تا ابد و تا همیشه دوستت دارم.

روز مرد را با یک دنیا عشق به تو تبریک می‌گویم.

امیدوارم شمع وجودت روشن و زندگی‌ات همیشه سبز باشد.

اس ام اس زیبا برای تبریک روز مرد

جملات جدید و جالب برای تبریک روز مرد

بگذار یـک بــار دیـگر بـگویـم:

که مـرد هـمـیـشـه مــحبـوب مـن

چــقدر “دوســتــت دارم”

در تــنـگـــاتـنـگ آغـــوش امــن تو

چـــه لـــذتی از زن بـــودنم می‌برم!

متن عاشقانه برای تبریک روز مرد

ای تمام زندگی و هستی ام،

عشق را با تو تجربه کردم و بدان مروارید زیبای عشقت همیشه در صدف سرخ قلبم جای دارد.

بهترینم، به پای همه خوبیهایت برایت خوب بودن، خوب ماندن و خوب دیدن را آرزو می‌کنم.

روز مرد را به تو عزیزترینم تبریک می‌گویم.

جملات احساسی برای تبریک روز مرد

میگن خداوند به هر کسی به اندازه دلش داده ببین دل من چقدر بزرگه که خدا تو رو به من داده.

نازنینم با تمام وجود دوستت دارم و مردانگی‌ات را می ستایم و به وجودت افتخار می‌کنم.

روزت مبارک

متن زیبا برای تبریک روز مرد

متن جدید برای تبریک روز مرد

همسفر زندگیم وجود نازنین تو بهانه زیستن است.

تو زیباترین حضور عاشقانه در زندگی من هستی.

عاشقانه و بی‌نهایت دوستت دارم،

بیش از آنچه تصور کنی.

روزت مبارک

جملات زیبا و پرمحتوی برای تبریک روز مرد

همسر عزیزم، از وقتی شریک زندگی‌ام شده‌ای،

هر روز بیشتر از دیرروز دوستت دارم،

وجود نازنینت بهترین تکیه‌گاه

و مهربانیهایت بزرگترین دلیل برای زنده بودن من است.

بهترین همسر دنیا روزت مبارک

جملات زیبا و احساسی برای تبریک روز مرد

در این مطلب مجموعه ای جدید از متن زیبا برای تبریک روز مرد را مطالعه کردید که امیدواریم این جملات مورد توجه تان قرار بگیرند و بتوانید از بین آن ها پیام تبریک زیبایی را برای ارسال انتخاب کنید. در صورت تمایل می توانید برای مطالعه انواع متن ها و جملات زیبا برای روز پدر کلیک کنید.

شعر عاشقانه؛ زیباترین اشعار عاشقانه کوتاه و رمانتیک


شعر عاشقانه

در این بخش مجموعه اشعار عاشقانه زیبا از شاعرهای ایرانی را آماده کرده ایم. امیدارویم از خواندن این شعرهای کوتاه عاشقانه لذت ببرید.

تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی
شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی

من آن سکوت شکسته در آسمان توام
و تو درآمد دنیا و آفتاب منی

چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن ها
تویی که نقطه ی پایان اضطراب منی

برای زندگی ی بی جواب و تکراری
به موقع آمدی و بهترین جواب منی

روان در اوج خیالم چو رود می مانی
همیشه جاری و مانا در عمق خواب منی

نفس پس از گذرت از حساب می افتد
و تو دلیل نفس های بی حساب منی

رها مکن غزلم را همیشه با من باش
که ختم خاطره انگیزه شعر ناب منی


بهترین و زیباترین عکس و شعر های عاشقانه غمگین رمانتیک و احساسی کوتاه جدید

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

هیچ کسی تلخی لبخند مرا درک نکرد

های های دل دیوانه ی من پنهانی است


شعر عاشقانه
اشعار عاشقانه حافظ : دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

******

محترم دار دلم کاین مگس قند پرست
تا هوا خواه تو شد فر همایی دارد

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد


هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است

او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است

خاقانی

~~~~~✦✦✦~~~~~

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

شیخ بهایی

~~~~~✦✦✦~~~~~

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

رابعه قزداری

~~~~~✦✦✦~~~~~

تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم

وحشی بافقی


شعر عاشقانه

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست
ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم

و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم

ای مهربان – پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید
تبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..
از داشتن تو…اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم


شعر عاشقانه کوتاه زیبا و احساسی فاز دلتنگی

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…

دلبری برای یکدیگر را…

بگذارند به وقت تنهاییشان!

خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو…

سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست…

شاید یک نفر چشمانش را بست…

شاید یک نفر خاطرش پر کشید…

شاید یک نفر دلش رفت…

شاید یک نفر دلش تنگ شد


شعر عاشقانه حافظ : فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش


بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل

رودکی

~~~~~✦✦✦~~~~~

جهان بی عشق سامانی ندارد
فلک بی میل دورانی ندارد

نه مردم شد کسی کز عشق پاکست
که مردم عشق و باقی آب و خاکست

چراغ جمله عالم عقل و دینست
تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

امیرخسرو دهلوی

~~~~~✦✦✦~~~~~

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد

تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد

هاتف اصفهانی

~~~~~✦✦✦~~~~~

ای ابر چراست روز و شب چشم تو تر
وی فاخته زار چند نالی به سحر

ای لاله چرا جامه دریدی در بر
از یار جدایید چو مسعود مگر

مسعود سعد سلمان

~~~~~✦✦✦~~~~~

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت
بختیار اوست برما که تو را یار گرفت

من اسیر خود واز عشق جهانی بی‌خود
من درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت

سیف فرغانی


اشعار عاشقانه دیوان حافظ : خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست

******

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

******


ملوانی شوریده
خلبانی سر به هوا
شاعری عاشق
قصابی دل رحم
کارگری ساده…
آدم‌های زیادی در من هستند
که عاشق هیچ کدامشان نیستی

جلیل صفر بیگی

~~~~~✦✦✦~~~~~

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردند
من کوچه‌ خلوتی را می‌خواهم
بی‌ انتها برای رفتن
بی‌ واژه برای سرودن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦✦~~~~~

کاری کن
ساحل
رویای رسیدن به تو نباشد
در دریا
چاره جز
عاشق بودن
نیست

کیکاووس یاکیده

~~~~~✦✦✦~~~~~

این عشق ماندنی این شعر بودنی
این لحظه‌های با تو نشستن سرودنی‌ست

من پاکباز عاشقم از عاشقان تو
با مرگ آزمای با مرگ
اگر که شیوه تو آزمودنی‌ست

حمید مصدق

~~~~~✦✦✦~~~~~

چندان به تماشایش برنشستیم
که بامدادی دیگر برآمد
و بهاری دیگر

از چشم اندازهای بی برگشت در رسید
از عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینه
نبردی پرداختیم که حنظل انتظار
بر ما گوارا آمد

ای آفتاب که برنیامدنت
شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم

محمد شمس لنگرودی

~~~~~✦✦✦~~~~~

به خاطر مردم است که می‌گویم
گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار

دنیا
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود
و مردم نمی‌دانند
چگونه می‌شود بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت

لیلا کردبچه

~~~~~✦✦✦~~~~~

در این هستی غم انگیز
وقتی حتی روشن کردن یک چراغ ساده «دوستت دارم»
کام زندگی را تلخ می‌کند

وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی‌ات
زندگی را تا مرزهای دوزخ می‌لغزاند
دیگر نازنین من
چه جای اندوه؟
چه جای اگر؟
چه جای کاش؟
و من…

این حرف آخر نیست!
به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه
از لذت گفتنش امتناع کنم

مصطفی مستور


شعر و اشعار کوتاه و زیبای عاشقانه رفتن

گاهی باید از همه چیز دل کند و رفت !

باید پلهای پشت سر را خراب و کرد

و هیچ راه برگشتی هم باقی نگذاشت !

حتی اگر دوستش داشته باشی


اشعار حافظ شیرازی در مورد عشق : الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی..

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل‌ ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها


غم عشق..

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار
طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

******

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداخت

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

******

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

******

کام دوست…

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست

سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست

بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست

گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست

حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست

******

چو لعل شکرینت بوسه بخشد
مذاق جان من ز او پر شکر باد

مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد

و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد

من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

******

راه عشق …

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

******

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
بیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس

ز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توست
جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس

******

جلوه معشوقه …

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

******

سخن عشق …

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل
ای بسا در که به نوک مژه‌ات باید سفت

تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت

در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو
گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت

اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداخت
چه کند سوز غم عشق نیارست نهفت

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز